این داستان، آغاز و پایانش همین است| هرم پور

سلام بر تو ای سالار دل ها! سلام بر تو ای فرمانده بی مثال قلب ها! سلام بر تو ای زلال تر از آب، ای پرفروغ تر از خورشید! سلام بر تو ای مهربان تر از آفتاب و زیباتر از ماه! سلام بر تو ای ذوالفقار ولایت، ای خنجر حق بر حنجره پلید یزیدیان زمان!

به  گزارش “پیام خاوران “ سلام بر تو ای تفسیر «من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا… علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا»! سال ها با نامت، یادت و رشادت هایت زندگی کردیم و قرن ها، با همه این یادها و افتخارها زندگی خواهند کرد.

سال ها با تو، مَرد سلحشوری های بی مرز، آسوده خاطر از هر گزندی بودیم و قرن ها در خواب و بیداری، مدیونت خواهند ماند.

سال ها با دست های پرقدرتت و قدم های استوارت که نقشه آرامش اسرائیل غاصب و اذنابش را به اضمحلال برده بود، به دل هایمان امید دادی و قرن ها همچنان امیدوارِ حضور ادامه دهندگان راهت و پرچمداری فرزندانت خواهند بود.

دیروزهای گذشته، تو سردار بی مانند جبهه های مقاومت بودی، از سرزمین فاو و چزابه و شلمچه در والفجر ۸ و کربلای ۴ و کربلای ۵ تا دشت های عراق و لبنان و سوریه.

 

امروز و فرداهای نیامده، تو شهید به آسمان پرکشیده ای که همنشین کروبیان کربلایی شدی! نمی دانم در وصفت چیزی بگویم یا به همه آنچه در این ساعت های غم انگیز رخ داد، بسنده کنم! نمی دانم بگویم که تو همه اخلاص بودی و همه اخلاص، تو بودی! یا به غم و رنج میلیون ها ایرانی استناد کنم که با هر علاقه و سلیقه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، از هر طبقه و مذهب و سن و جنسیتی، مِهرت به دلشان مُهر شده بود و عشقت به جان شان، پیوست؟!

اما بگذار بگویم تو، فرزند روح ا…، سرباز رهبر، میراث دار ثاراللّهی که انتقام خونت را حسین بن علی(ع)،آن هنگام که بر تلّ زینبیه، عَلَم تداوم حرکت عاشورا را بر دوش نهادی، از کربلا تا ظهور مهدی منتقم، مژه داد! بگذار بگویم تو همان سید شهیدان اهل اخلاصی، سید شهیدان اهل عمل، سید شهیدان اهل ولایت، سید شهیدان اهل محبت، سید شهیدان اهل معرفت، سید شهیدان اهل حق و عدالت! همان که سال پیش از دستان مقتدایت، نشان ذوالفقار گرفتی، و همان که همسرت، جانانه و عاشقانه سرود؛ «عَلَم بر زمین نمی ماند سردارم».

 

و چه خوب گفت آن خبرگزاری مزدور فرانسوی با همه خباثتش که؛ «تاریخ، از روز شهادتت به عنوان لحظه دگرگونی یاد خواهد کرد»! به راستی که تو، ترمیم دل های شکسته بودی و اینک تفسیر واقعی «حول حالنا الی احسن الحال» شدی! تو حلاوت لحظه های خوش جهاد بودی و اینک مرهم زخم های کهنه و به دل نشسته فراق!

 

شهادتت، تولدی دوباره برای هزاران «حاج قاسم سلیمانی» شد و پرکشیدنت، بهانه ای تازه برای پرواز میلیون ها دل عاشق در همه جای جهان به سمت وحدتی نامتنهایی؛ به وسعت دل هایی که حتی یک بار نامی از تو، «حاج قاسم سلیمانی»، بزرگ مَرد «رابُری» را شنیده بودند، چشم های پرحیا و صورت محجوب و محبوبت را دیده بودند، و طعمی از هزاران واژه سراسر عشق و اخلاصت را چشیده بودند.

 

تو تفسیر آن کلام نغزی که «بهشت را به بها می دهند نه به بهانه» و تکمیل آن صحبت قندی که «راه کاروان عشق از میان تاریخ می گذرد و هر کس در هر زمره که می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند» و تعریف آن حقیقت پر احساس که «ای شقایق های آتش گرفته ، دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را بر خود دارد،آیا آن روز نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید؟» آری! سرایش زمزمه ظهور نزدیک است.

 

و از شهادت تو، چه دلیلی محکم تر بر این حقیقت که روزی در کنار مهدی موعود، حضرت ثارا… نیز خواهد آمد و انتقام خون شهیدان را خواهد گرفت؟ ما همه، و فرزندان مان همه، و آنان که اکنون در گهواره اند همه، و آنان که از امروز تا همه روزهای دنیا لحظه لحظه به تو می اندیشند همه، همراه و همگام، منتقم خون پاکت خواهیم بود. عهد می بندیم برای آن روز، از همین امروز، آماده باشیم.

این عاشقان را جز شهادت، مرگ، ننگ است
در کام شان بی دوست ماندن، چون شرنگ است
این واژه در قاموس دل با خون، قرین است
این داستان، آغاز و پایانش همین است

انتهای پیام/

دانلود فایل PDF || چاپ خبر

ارسال نظر

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

پربازدید ترین خبرها